ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

بهانه های نفس برای فرار از حقیقت


بهانه

 انسان همیشه خود را توجیه می كند. برای فرار از واقعیت ها عادت كرده كه خود را توجیه و قانع كند. وقتی وظیفه انسان به او یادآوری می شود (از درون و بیرون) چه بهانه هائی كه فرد نمی جوید تا بلكه خود را از رحمت خدمت به خداوند از طریق هدایت دیگران خلاص كند. یكی از رایج ترین این بهانه ها این است كه گفته می شود:


مدتی صبر كن و بعداً شروع كن.بگذار فلان كار انجام شود، این طور كار خیلی بهتر و راحت تر اجرا می شود.امكانات لازم را در اختیار نداری.این كار سختی است هنوز به آن اندازه قوی نشده ای.فعلاً مشكلات خودت را حل بكن، بعداً به مشكلات دیگران بپرداز.من هنوز خودم آگاه نشده ام كه دیگران را آگاه كنم. خودم بیدار نشده ام كه مردم را بیدار كنم. اول باید كسی خودم را هدایت كند تا من هم "بعداً" به هدایت دیگران بپردازم. ولی حتی بدون گفتن کلمه ای هم می توانیم به خداوند خدمت کنیم و خلق را به خالق متوجه سازیم.
 منتظر نباشید که حتما کسی بیاید و شما را در سیر الهی حرکت دهد بلکه ابتدا خودتان گام بزنید . اگر شما یک گام بردارید، او دوازده گام بر می دارد.
  حتی اگر یک کلمه بلد باشیم و همان را به سایرین تعلیم دهیم،کیفیت درک این کلمه به اندازه ای خواهد شد که به کشف کل حقیقت منجر خواهد گشت.
برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی جلد اول


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر