‏نمایش پست‌ها با برچسب آموزش هاي ايليا «ميم». نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آموزش هاي ايليا «ميم». نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۵, دوشنبه

نامۀ محرمانه ایلیا م به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷




 )چهار ماه قبل از دومین دستگيري در سال 1387 توسط دایره ادیان و مذاهب اطلاعات[1](
 
توضیح: این متن با توجه به نامۀ ویدئویی استاد ایلیا و به قلم یکی از نزدیکان ایشان نوشته شده است.




 







بسم الله الرحمن الرحیم

محضر محترم رهبر انقلاب
سلام عليكم. در شناسنامه ثبت احوال اسمم پيمان فتاحي است و مردم مرا به نام الياس يا ايليا مي شناسند. خودم هم به همين نام خودم را مي شناسم. مرا نزديك به شش ماه در زندان 209 به دور از چشم زندانبانان تحت پيچيده ترين، مخوف ترين و عجيب ترين شكنجه ها قرار دادند و براي نجات شاگردان و خانواده ام از مرگ و از حبس هاي سنگين، در شديدترين شكنجه هاي شبانه روزي، پيوسته خواستند كه گذشتۀ خود را و هزاران كار و محصولات گذشته را انكار كنم، و دربارۀ نياتم، مسائل مالي و اخلاقي چيزي را بگويم كه بازجويان، از طرف شما مي خواستند. همزمان با خونريزي هاي شديد و بالا آوردن خون كه بيش از پنج ماه طول كشيد و آنها اصرار داشتند كه آن را مخفي كنم (اما خودشان بارها و در مجامع مختلف ناچاراً به آن اعتراف کردند) از طرف شما، از طرف حاكميت اسلامي به من گفتند كه بايد فيلمي ضبط كني و متن فيلم را بارها به من ديكته كردند و ماكت آزمايشي مي خواستند كه البته دیکتۀ آنها اجرا نشد. گفتند بگو اين اشتباه بوده كه من مردم را به اسلام و قرآن دعوت كرده ام چون دين آنها به كنترل من در مي آمده. گفتند براي روحانيت پيغام هايت را بده و اينطور و آنطور بگو. بارها تأكيد كردند كه اين فيلم چك سفيد تو به نظام اسلامي و به حاكميت اسلامي است. حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي اين را از تو خواسته و اين قفلي است كه كليد آن در دست ولي امر مسلمين است. حکم حکومتی شما را نشان دادند مبنی بر ضبط چنین فیلمی.  ...بايد به دروغ به مردم بگويم دروغ گفته ام و انحراف داشته ام. اما در طول شش ماه شكنجه و برخلاف دهها بار تأكيد بنده نتوانستند حتي يك دروغ، حتي يك دروغ يا خلاف قانون يا خلاف شرع از گذشتۀ بنده بيرون بياورند و گفته اند بايد در سالهاي آينده خودم اين مسئله را كشف كنم. تحت شديدترين شكنجه ها بايد در سلول انفرادي بر كتاب خودم نقد مي نوشتم و از كتاب دشمنانم بصورت مكتوب تجليل مي كردم. بازي با فيلم ها و عكس هاي خصوصي و خانوادگي و توهين به شاگردان و نزديكانم از ابتدايي ترين شكنجه هاي رواني بود... مي گفتند ما استادان صحنه سازي و مونتاژ هستيم و به اين افتخار مي كردند.
روزها و شبها تحت شكنجه بودم تا بگويم...  طبق درخواست آنها كه خود را در همۀ آن ماهها حكومت معرفي مي كردند، من بايد به مردم بگويم شيطان هستم، شياد هستم، با قدرت شيطاني كارهاي خارق العاده مي كنم و ساحر و دیوانه هستم...
...
در طول شش ماه بيش از بيست و پنج مرتبه گفتند كه ما قبول داريم كه تو دهها هزار نفر را از بي خدايي نجات داده اي... گفتند مي دانيم نيات تو خدايي بوده اما وظيفۀ ما اين است كه همه چيز را با بدبيني محض و طبق استعلام هايي كه قبلاَ داده ايم تفسير كنيم و تفاسير خود را به بالا منتقل نماييم. تو بايد اعتراف كني كه مي خواستي در آينده بگويي مسيح هستي و همه چيز خود را مثل مسيح و لوتر شبيه سازي كرده اي... گفتند توبه كن تا اتهام الحاد و بدعت از تو و همه شاگردانت كنار برود. گفتم توبه از چه؟ گفتند مهم نيست از چه. بالاخره در زندگي ات هيچ گناهي نكرده اي؟ از هر چيزي. فرقي نمي كند. گفتند بگو سوء‌استفاده كرده ام و قصدم نفسانيات و شيادي بوده است. گفتم اگر يك سوء استفاده يا خطاي قانوني نشان داديد، هزار برابر آن را مي پذيرم. گفتند بالاخره يك روزي خودت مي فهمي. يكي از بازجويان در روز تولد علي (ع) آمد و ضمن حلال خواهي گفت مسئله اين است كه ما هيچ جرمي از تو نداريم اگر تو خودت يك جرمي بگويي كه در گذشته مرتكب شده باشي، هر چه كه باشد، قسم جلاله خورد كه همه چيز حل مي شود. او گفت من خودم مشكوك هستم كه چرا به ما گفته اند تو را نگه داريم و خودم در اين باره تحقيق كرده ام.
در همه جا و با همۀ روشهاي ممكن مرا تخريب كردند و گفته اند اگر دفاع كني، يعني بر عليه حكومت اسلامي بلند شده اي. من براي زنده ماندن همه دوستانم، براي جلوگيري از زندان همه آنها و براي زندگي كردن آنها طبق درخواستي كه به قول آنها كل حكومت اسلامي از من دارد بايد:
برعليه خودم و انديشه هايم به سرعت كتابي بنويسم و منتشر كنم. [کتاب آمین یکم سال 87 منتشر شد] بگويم سخنراني ها و درس هاي اين پانزده بيست سال را ديگران برايم تهيه كرده اند و دهها کتابم را خودم ننوشته ام. نبايد با شاگردانم ارتباط داشته باشم. بايد بگويم نيت من خدا و كار خدا و خدمت به خدا نبوده بلكه نفسانيات بوده. بايد بگويم مسائل اخلاقي و مالي داشته ام در حالي كه آنها بارها به من گفتند ما مطمئن هستيم كه تو مسئله اي نداشته اي اما بايد به بالاترها جواب قانع كننده بدهيم. من بايد بگويم همۀ فيلم هاي مستندي كه از مردم ضبط شده، هزاران تجربه اي كه آنها داشته اند و هزاران رويايي كه ديده اند توهم بوده. مأموريتي كه آن را از جانب حاکمیت اسلامی و حکومت اسلامی، از جانب شما به من اعلام كرده اند بطور خلاصه اين است:
حكومت اسلامي از تو مي خواهد كه كاري كني مردم درباره ات ترديد كنند و بدبين شوند. كاري كني كه شاگردانت انكارت كنند. به هر گروه از مردم جملاتي را بگو كه ما نوشته ايم.
بارها گفتند ما همۀ مسئولين را توجيه كرده ايم. كليد مغز مسئولين دست ماست و هر طور كه بچرخانيم مي چرخند. گفتند ما شما (ال ياسين) را چیزی بدتر از بهائیت و مسیحیان تبشیری و ... معرفی کرده ایم. گفتند ما دربارۀ شما استعلام داده ایم نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم.
شاهد من فقط خدا نيست بلكه دربارۀ گذشته، دهها هزار شاهد و هزاران محصول گواهي مي دهند و دربارۀ آنچه از جانب حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي گفته شده، دهها نفر شهادت مي دهند كه به آنها هم همين چيزها گفته شده...
بعداً ديدم كه آنها همۀ آن فيلم را كه چيز فوق العاده اي هم در آن نبود و تکرار مطالب کتابهایم بود اما طی ماهها شکنجه و با حکم حکومت اسلامی تهیه شده بود را به بدترين و حقه بازانه ترين شكل ممكن مونتاژ و جعل كرده اند و از قطعات مختلف آن بدترين و دروغ ترين استفاده هاي ممكن را كرده اند.
در آخرين ماه انفرادي از من حلال خواهي كردند و گفتند كه جرم خاصي نداري، فقط شاید چند ضربه شلاق بخوری تا افکارت عوض شود. آنها خبر از بولتنی محرمانه و فيلمي مونتاژ شده دادند که اگر خودم هم آن را ببینم خودم را انکار می کنم. اعلام کردند اموال تو به حکومت اسلامی تعلق دارد اما ما به تو هر مقدار كه بخواهي پول، زمين و قدرت حكومتي مي دهيم به شرط آنكه كارها را تعطيل و گذشته ات را انكار كني.
...
من نه از بي آبرويي براي خدا مي ترسم، نه از حبس سنگين مي ترسم، نه از اعدام و نه از بدترين شكنجه ها وحشتي دارم زيرا بدترين ها را تجربه كردم اما از شما مي خواهم همانطور كه سالها درخواست کردم، به دهها هزار نفر از جوانان مسلمان كه عموماً هم غيرمذهبي اند كمك كنيد. اينها در حال رانده شدن از اسلام هستند، به آنها برچسب می زنند و هویت های واهی و فرقه اي می دهند و مسئولين طور ديگري توجيه مي شوند. من خدايم را، ايمانم را، گذشته را، هزاران نشانه را، هزاران محصول را، نجات دهها هزار انسان از بي خدايي را، و فيض و بركات شمارش ناپذير خدا را انكار نخواهم كرد حتي اگر در آتش سوزانده شوم يا آنطور كه گفته اند، همه دوستان و خانواده ام را تيرباران كنند.
من از خودشكني و خودانكاري استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این آقایان در این ماهها باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند كه در اين باره حرفي نزنم. امروز ايران دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. من در ميان مردم در ايران و كشورهاي ديگر و در بيست سال گذشته بيش از هر چيز به آن شناخته شده ام كه كلماتم عين واقع اند. آنچه می گویم واقع می شود، هر چه گفته ام واقع شده و هرگز از راستي و درستي خارج نشده ام. اگر يك كلمه از اين نامه غيرواقع باشد من حاضر به انجام هر كاري و پذيرش هر اتهامي هستم .




لینک‌های مرتبط:

, مفهوم «تسليم الهي» , فرمايشات ايليا «ميم» ,ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله, استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, استاد الیاس,استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, شاهدان ایلیا ,جهانی شدن شهادت ها, گروههای حامی ایلیا, چهارمين دستگيري پیمان فتاحی, چهارمين دستگيري ایلیا رام الله, مستند تصویری و اسناد مکتوب ,  دفاع از معلم بزرگ ایلیا, حقانیت ایلیا,کانون شاهدان جهانی حق»  , ظلم ها را افشا می کنیم , سرکردگان و رهبران ظلم و فساد در ایران, فضای سایبر,رسانه های عمومی,گروه های حامی ایلیا, شکنجه گاههای  ایران  ,دفاع از حق و حقیقت ,شکنجه و زندان, استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, پیمان فتاحی

۱۳۹۱ دی ۷, پنجشنبه

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي- به روایت شاگردان استاد ایلیا رام اله

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي

به روايت ال ياسين
يكي از اتهاماتي كه در محافل مختلف بر عليه ايليا مطرح مي شد يا حتي در بعضي از سخنراني ها بصورت سؤال طرح مي شد، اتهام ساحري و جادوگري بود. از اولين سالي كه ايليا رسماً آموزش هاي خود را براي عموم مردم شروع كرد اين اتهام به شكل هاي مختلف مطرح مي شد و ما مي دانستيم كه از چند سال قبل هم همواره اين اتهام مطرح بوده است. حتي بعضي از افرادي كه ارتباط خانوادگي با او داشتند او را متهم به سحر و جادوگري مي كردند و از همان دوران نوجواني بعضي ها ايشان را ساحر و جادوگر مي دانستند. منتهي ساحري كه سحر و جادوي خود را به هيچ قيمتي نمي فروشد، حاضر نيست با آن براي كسي كاري انجام دهد و فقط آن را به عده اي «ديوانه و سرسپرده» آموزش مي دهد. نمي توان گفت كه اين اتهام مثل اتهاماتي از قبيل تكثرگرايي، تبليغ مسيح و كتاب مقدس و كفر و الحاد، اتهامي سازمان يافته و برنامه ريزي شده بود، چون سابقۀ آن به سالها پيش از آموزش هاي عمومي باز مي گشت و دلايلي هم وجود داشت كه زمينه را براي اين اتهام فراهم مي كرد.
ايليا از سالهاي نوجواني با بعضي از بزرگان باطني و اقطاب ارتباط داشت. به ملاقات آنها رفته بود و مدتي را با هر يك از آنان سپري كرده بود. در ميان اين افراد دو سه نفر (در كوير مركزي ايران) بودند كه به روش هاي حروفي، عددي، ارواح و كلاً علم سيميا و تسخير اشتغال داشتند. ايليا علاوه بر بهره گيري از دانايي و خرد بزرگان ديگر، يافته هاي بسياري ازاين افراد داشت. از طرفي از همان نوجواني همواره وقايع عجيب و خارق العاده اي از او ديده مي شد. كارهايي كه براي بينندگان توضيح آن از چند حال خارج نبود. يا معجزه است يا جادو. بعضي ها هم كه  با بدبيني و انكار نگاه مي كردند به اين نشانه هاي عجيب كه همگي آنها حاكي از پشتيباني الهي و حمايت خداوند بود مي گفتند توهم زدگي يا چشم بندي. اما تكرار اين اتفاقات خارق العاده به حدي بود كه توهم بودن آنها توصيفي تمسخرانگيز و كاملاً نامعقول به نظر مي رسيد. دليل ديگري كه بعضي ها به اين اعمال خارق العاده، سحر و جادو مي گفتند، زمينۀ فرهنگي نامساعد بود. به فرض در همان سالهاي نوجواني، در حالي كه بسياري از ما كه كارهايي خارق العاده و بزرگ را از او ديده بوديم و به اين امر ايمان مطلق و يقين كامل داشتيم، به اين كارها مي گفتيم معجزه و منظورمان از معجزه، عملي خارج از عرف و توانايي هاي بالفعل در سطح انسانهاي عادي بود. اما در همان زمان اين واژه براي بقيه، حتي بقيه اي كه خودشان تجربه كرده بودند و باور داشتند قابل قبول نبود چرا كه معجزه براي آنها به معناي يك ويژگي اختصاص يافته به انبياء بود بنابراين بعضي از آنها به آن مي گفتند كرامت و بعضي ها مي گفتند سحر و جادو است. آنها هم مثل ما راه ديگري نداشتند. همان چيزي را مي گفتند كه ذهنيت و فرهنگ مربوطه به آن اجازۀ بيان مي داد. اگر اين اتفاق ها در هندوستان رخ داده بود به آنها مي گفتند صيدهي (سيدهي) يا ليلاز (بازيهاي الهي)، اگر در چين رخ داده بود مي گفتند نيروهاي آسمان. تانتريست ها به آن نيروهاي كنداليني مي گفتند. شمن ها به آن اقتدار روح مي گفتند و احتمالاً در فلان كشور متعصب و مسلمان به آن معجزه مي گفتند و خون دارندۀ آن را پاك مي دانستند چون مي گفتند كه اين معجزه است و اختصاص به پيامبران داشته. شانسي كه ايليا داشت اين بود كه در فرهنگ عرفاني و شيعه، جايي بعنوان كرامت براي اين موضوع باز شده بود. ايليا اعتقادي نداشت كه اينها معجزه يا كرامت يا جادوگري است. از آنها در چند طيف حرف مي زد. طيف اول كه كارهايي بزرگ بود و او خودش هم مي گفت من هم مثل شما شاهد هستم و واقعاً حيرت زده مي شد. مي گفت اينها مربوط به من نيست. هيچ كدام از اين كارها را انجام نداده ام و نمي توانم انجام دهم، هيچ اختياري در وقوع آنها نداشته ام. نمي دانم كه چطور اتفاق مي افتند. او مي گفت اينها كار من نيست، كار هيچ كس نيست و اگر كسي بگويد اينها را من انجام داده ام يا اشتباه مي كند يا به دروغ آلوده شده. اينها فيض و بخشش خداست. بركات و بارش هاي الهي است. اينها قدرت خداست و كار خداست نه كار من يا ديگري. مي گفت اينها دعاهاي روح است كه مستجاب مي شود و به دست روح خدا رخ مي دهد..

وقايع فياض و قانون من يشاء
من به اين طيف از اتفاقات و نشانه ها مي گفتم فيّاض چون ايليا با كلماتي مثل كرامت و معجزه و اينها موافق نبود.
ما شاهد بوديم و اين شهادتها را بصورت دسته جمعي مي نوشتيم و ثبت مي كرديم و اگر ميسر مي شد از شاهدان و تجربه كنندگان فيلم ضبط مي كرديم كه در آن تجربه ها، يافته ها و مشاهدات خود را توضيح مي دادند. ما شاهد بوديم كه در همان سالها او هر چيزي كه بصورت قطع و مسلم مي گفت اتفاق مي افتاد و اينها يكي و دو تا و صد تا نبود كه بگويم تصادفي بود بلكه چون توجه ما به آن جلب شده بود آنها را به دقت دنبال و ثبت و مستند مي كرديم. او خودش هم ايمان محكمي داشت و حد و مرزي براي دعا كردن و كلماتي كه در اتكاء به خداوند بيان مي شود و به ثمر مي رسد، قائل نبود. او براي آنكه ما را تسكين دهد و از بزرگ شدن خود در ذهن ما جلوگيري كند يك دورۀ بينشي را به ما پيشنهاد كرد. ما آيات و احاديث زيادي را مطالعه و بررسي مي كرديم كه در همۀ آنها بيان شده بود كه هر كسي با ايمان از خداوند چيزي بخواهد، رخ مي دهد. هر كسي واقعاً دعا كند دعايش مستجاب مي شود. هر كلمه اي كه با ايمان و يقين گفته شود تحقق پيدا مي كند. هر كسي ممكن است از فيض و رحمت و روح خدا برخوردار باشد. هر كسي كه به خدا توكل كند، قادر به انجام هر كاري است... اسم اين دورۀ بينشي «من يشاء» بود كه چكيدۀ آن مي شد اينكه خداوند هر چيزي كه بخواهد به هر كسي كه بخواهد مي بخشد. روح خود را، رحمت و فيض خود را، قدرت و نور خود را، بركات و امدادهاي خود را و هر مقام و حالتي كه بخواهد.[1]
اين دورۀ كوتاه به ما اين كمك را مي كرد كه بدانيم همۀ اين اتفاقات ممكن است براي هر انساني و حتي خود ما رخ دهد و بعد وقتي كه ايليا مي گفت اينها معجزه نيست، راحت تر باور مي كرديم. ايمان ايليا آنقدر بزرگ بود كه ما گمان نمي كرديم كاري وجود داشته باشد و او نتواند انجام دهد. همان زمان مي گفتند كه او مرده را زنده كرده، يك بار هم پرنده اي مرده را زنده كرد. چند مرتبه بيماران لاعلاج را فقط با يك كلمه شفا داده ...
او اصرار داشت كه اتفاقات «فيّاض» را انجام نداده و تأكيد مي كرد كه نقشي در آنها ندارد و قادر به تكرار آنها نيست. او نقش خود را در اين اتفاقات در حالي انكار مي كرد كه بسياري شاهد وقوع آنها بودند و شايد همين انكار او سبب مي شد كه ايمان و باور ديگران بيشتر شود.

Zx و روش هاي روح گرا و تكنولژي باطني

طيف ديگري از اتفاقات خارق العاده و اعمال عجيب اتفاق مي افتاد كه ما به آن مي گفتيم فنون باطني كه به روش هاي nx و zx شناخته شده بودند. اين اعمال تفاوتهاي زيادي با اعمال فيّاض داشت و تفاوتش مثل آب كشيدن از چاه با سطل در مقايسه با چشمه و رودخانۀ جاري بود. مثل تفاوت آبگير و دريا بود. مثل تفاوت تجربۀ كوهپيمايي با ديدن كوهپيمايي در تلويزيون بود ولي همين nx ها و zx ها هم با توجه به دانش جهاني و متعارفي كه در اين زمينه وجود داشت، بي نظير و خارق العاده بودند. اينها يك نوع تكنولژي باطني و ذهني بودند كه البته شباهتي هم با مهندسي ذهن كه بعداً در آمريكا بر سر زبانها افتاد نداشتند. ايليا اين روش هاي روح گرا را در دوره اي به نام دورۀ نجومي كه به آن دورۀ اسرار يا روح زايي هم گفته مي شد به افرادي كه به آنها خيلي اعتماد داشت و آنها را شايسته و آماده مي ديد، تعليم مي داد. خود او احاطۀ استثنايي و كاملي در اين فنون باطني (nx و zx؛ تكنولژي باطني) داشت اما بعضي از شاگردان او نيز بزودي در شاخه هايي از اين فنون مهارت پيدا كردند. zx شامل هفت شاخۀ كلي و بزرگ و چند شاخۀ فرعي است. هر كارورزي در يكي از شاخه هاي فرعي تمرين و تجربه مي كرد اما ممكن بود بتواند در دو يا سه شاخۀ فرعي هم وارد شود. در nx ها و zx ها فنون زيادي وجود داشت كه بسياري از آنها را خود ايليا طراحي كرده و توسعه داده بود و بعضي ها هم فنون معروف و كهني بودند كه در مكتبهاي باطني به آنها اشاراتي شده بود. فنون انتقال روح، ارتباط روحي، انتقال انرژي، دريافت و تبديل انرژي، روش هاي كهن درمانگري باطني، فنون صيد نور، روش هاي نگاه به آينده، روش هاي تفسير نشانه هاي طبيعي و تغييرات پيرامون و دهها فن و مانند آنها.
خود اين دوره، آموزش هاي آن، باخبرشدن اجتناب ناپذير خانوادۀ بعضي از كارورزان از آن (به دليل مشاهدۀ تمرينات و تحقيقات بچه ها) سبب شد كه شايعۀ ساحر و جادوگر بودن ايليا بيشتر و بيشتر مطرح شود. برداشت افراد ناآشنا، از اين تمرينات و تحقيقات، عمدتاً جادوگري و ساحري بود. بزودي اين كارورزان توانستند كارهاي عجيب انجام دهند و گاهي ناخواسته ديگران يا خانواده هاي آنها در جريان اين كارها قرار مي گرفتند؛ كارهايي كه سابقاً فقط در بارۀ خود ايليا گزارش شده بود. و همين اتفاق، شايعۀ سحر و جادوگري را نيرومندتركرد. ايليا مدتها از شيوۀ ضاد كه شباهت هايي با روش هاي زندگي ملامتيون داشت استفاده مي كرد و در مقطعي يك چهرۀ غيرمذهبي از خود نشان داده بود، اين هم دليلي شد كه به كارهاي خارق العاده اي كه از او گزارش مي شد بگويند سحر و جادو يا قدرت شيطاني. وقتي هم كه ايليا آموزش هاي عمومي خود را شروع كرد همين اتفاق منتهي در سطح وسيع تري افتاد. شاهدان، تجربه كنندگان، كساني كه او را مي شناختند و با تعاليم او آشنايي داشتند به همۀ اين اتفاقات خارق العاده و كارهاي بزرگ كه براي افراد مختلف رخ مي داد مي گفتند معجزه و كساني هم كه با بدبيني و بدانديشي يا شكاكيت به آن نگاه مي كردند مي گفتند قدرت شيطاني است، او شيطان است و از شيطان استفاده مي كند، جن و ارواح را در اختيار مي گيرد. كساني هم كه تقريباً از هيچ چيز خبر نداشتند و از فاصله هاي دور دربارة اين اتفاقات يا حتي آموزش هاي او قضاوت مي كردند مي گفتند اينها چشم بندي و شعبده و توهم است. در حاليكه اين درست مثل آن بود كه مثلاً من بگويم شهرها دروغ اند؛ خانه ها، خيابانها، كوهها و آسمان دروغ است و فقط اينطور به نظر مي رسد. اين تجربه ها مربوط به صدها و هزاران نفر بود و روز به روز بر شمار تجربه كنندگان و شاهدان افزوده مي شد. حتي خود ايليا هم نمي توانست جلوي اين موج را بگيرد و بارها اظهار حيرت مي كرد و واقعاً حيرت زده مي شد. از سال 1384 كه برخوردهايي كه با استاد و جمعيت مي شد اوج گرفت، ايليا دوباره دوره هاي نجومي و كارورزي روح زايي را فعال كرد و تعداد بيشتري از كارورزان در نقاط مختلف و توسط مربيان مختلف به اين حوزه وارد شدند. اين به معناي كاهش فعاليتهاي اجتماعي و عمومي، و افزايش رويكردهاي باطني بود. تجارب و اتفاقاتي كه بدون حضور او رخ مي داد بسيار بيشتر از گذشته بود. ما گزارش هاي زيادي را داشتيم كه شاهدان و تجربه كنندگان مي گفتند كه ايليا را در نقطه اي ديگر ديده اند و او براي آنها كارهايي انجام داده است. اما در همان زمانها ايليا مثلاً در حال سخنراني در مكاني ديگر بود. بعضي ها تجاربي را در رؤيا با او داشتند و بعد آثار غيرقابل انكار آن را در بيداري مي ديدند. بسياري پيش از آنكه او را ديده باشند يا چيزي در بارۀ او شنيده باشند، رؤياها و تجاربي را در بارۀ او گزارش مي كردند و همۀ گزارش ها به دقت ثبت و ضبط و مستند مي شد.
به مرور تعداد بيشتري از شاگردان ايليا توانستند به اعمالي دست بزنند كه در فرهنگ عمومي، كارهاي فوق العاده و غيرقابل باور يا حداقل كرامت محسوب مي شد. اما اينها ربطي به كرامات نداشتند بلكه روش هاي nx و zx بودند.
آخرين روشي كه دشمنان براي بي اثر ساختن اين اخبار و گزارش هاي مستند و مردمي، به آن متوسل شدند، تحريف و توجيهات منفي بود. آنها بعد از دسترسي غيرقانوني و غيرانساني به تعداد كمي از گزارش هاي مستند مردمي سعي كردند از طريق مونتاژ و تكه برداري، به جعل و تحريف اين گزارش ها و مشاهدات و تجربيات بپردازند. بنابراين يكي از نهادهاي ... فيلمي تحريفي و مونتاژي را از اين موضوع تدوين كرد اما سعي داشت خود را در پشت موسسات خصوصي يا ديگر دستگاههاي ... پنهان و كار را به نام آنها تمام كند. اين حقۀ كهنه كارساز نبود زيرا اصل گزارش هاي مستند و مردمي وجود داشت، خود آن مردم و شاهدان و تجربه كنندگان هم زنده بودند و از طرفي بخش اعظم گزارشات مستند و اخبار مكتوم از دسترس تحريف كنندگان خارج بود. در اقدامي ديگر، آنها سريالها و ميزگردهايي تلويزيوني را طراحي كردند تا با استفاده از آنها بتوانند به مردم بگويند درست است كه اين اتفاقات، رؤياها و وقايع واقعيت دارند اما همۀ اينها شيطاني است. ساخت فيلم و سريال تلويزيوني و برنامه هاي راديويي و رسانه اي به نحوي كه بتواند خود ايليا را تخريب نمايد و تصويري منفي و سياه در افكار عمومي از او انعكاس دهد، شدت گرفت. اين حقۀ جديد مبتني بر اين ديدگاه بود كه براي نابود كردن يك تعليم يا واقعه، كافي است معلم و فرد اصلي را تخريب كني. آنها نمي توانستند خود تعليمات و كارهاي ايليا را تخريب كنند چون تعليمات او با قرآن و كتب مقدس همخواني داشت بنابراين به تخريب معلم روي آوردند با اين اعتقاد كه به جاي آنكه شاخ و برگ و ميوه هاي درخت را نابود كنيم، به جاي تبر زدن بر تنۀ درخت، ريشۀ آن را نابود مي كنيم.

«منافقان و منكران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏كنند و محكوم مي‏كنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏كنند زيرا خود آنان پيش از اين محكوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏ اند..».                                                                            ايليا «ميم»

لینک‌های مرتبط:
برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله


[1]  إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ  تفضل به دست خداست، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد، و خداوند، گشایشگر داناست. ﴿آل عمران:  73 ﴾