‏نمایش پست‌ها با برچسب پيوند تمدنها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پيوند تمدنها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۵, دوشنبه

بازخوانی بخشی از تفتیش های ایلیامیم ؛ در نامه ای به رهبری



متن ذیل نامه ای است که در سال 1388 و طی دومین دوره بازداشت و حبس ایلیا میم (پیمان فتاحی) توسط یکی از شاگردان وی به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. در این نامه شرحی از تفتیشها و شکنجه های ایلیا در طی دوران حبس در انفرادی بند 209 اوین آمده است. گفتنی است که بازخوانی بخش اول این وقایع قبلاً بصورت نامه ویدیویی به انتشار عمومی رسیده است 
.

***
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب
سلام
پریس کی نژاد- عضو مرکزی جمعیت ال یاسین
بازخوانی بخشی از تفتیش های ایلیامیم ؛ در نامه ای به رهبری
اينجانب پریس کی نژاد از شاگردان استاد الیاس رام الله (ایلیا- فتاح) هستم. امروز و در این نوشته میخواهم زبان کسی باشم که صدای او ظاهرا در دخمه های خوف انگیز بخش عقیدتی و امنیتی زندان اوین خفه شده است و شکنجه گرانش گمان میکنند از پس آن دیوارهای قطور هیچ صدایی قابل شنیدن نیست... و امروز مسئولیت رساندن این صدا به بیرون بر عهده من گذاشته شده است. دریافت و کشف صحت گفته ها و مطالبی که در این نامه می آید برای شما بسیار ساده است اگر امینی را بر آن بگمارید.




سي و يكم خرداد ماه هشتاد و هشت
                                                       دکتر پریس کی نژاد (عضو مرکزی جمعیت ال یاسین(


بازخوانی بخشی از تفتیش های ایلیامیم ؛ در نامه ای به رهبری











ایلیا میم (پیمان فتاحی)
رهبر جمعیت الاهیون ایران (ال یاسین(
گفتند و تاکید کردند که به دستور حاکمیت اسلامی و به عنوان کلیدی در دست ولی امر مسلمین باید فیلمی ضبط کنی که بعدها روشن شد به بدترین شکل ممکن مونتاژ و جعل شده و بدترین و دروغ ترین استفاده ها از آن شده است. مطالب آن فیلم همانهایی بود که از سالها قبل در سخنرانی ها و کتابها و بیانیه ها آمده بود اما آنها با پلیدی و حقه بازی تمام آن را قطعه قطعه کردند و بدترین و دروغ ترین مونتاژها را از آن تهیه کردند ... و بعد خبر از فیلم وبولتنی محرمانه دادند که مونتاژ كرده بودند و گفتند اگر خودت هم ببینی خود را انکار میکنی... مدتها دچار خونریزی های شدید بودم [بالا آوردن خون، خونریزی از گوش و بینی و ادرار خونی بر اثر فشارهای خرد کننده شکنجه ها] و نهایتا پس از شش ماه زندان انفرادی گفتند آزادی و هیچ جرم خاصی به جز جمعیت [الاهیون- ال ياسين] مطرح نشد. گفتند کاری می کنیم که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنی. در شش ماه اول شکنجه ها روزی هزار بار مرگ را به چشم دیدم اما آرزویش نکردم. می گفتند ما شکنجه گر نیستیم و فقط در موارد استثنایی اینطور خشن برخورد می کنیم. در بارۀ تو دستور از بالا داریم. در پایان دورۀ اول انفرادی تعهداتی خواستند. گفتند با مردم قطع رابطه کنم. هیچ چیزی ننویسم. اندیشه ها و یافته هایم را با هیچ کس مطرح نکنم. همه جا بگویم پشیمانم، انحراف داشته ایم، خطا کرده ایم. مردم و شاگردانم را به هر شکل که می توانم از خودم فراری بدهم. تند تند حرف بزنم نه آرام (باورتان می شود؟) موهایم را از ته بزنم! مردم را به هیچ چیزی دعوت نکنم. کتابی در ردّ و تقبیح خودم بنویسم و صفحه به صفحۀ آن را آنها باید از ماهها قبل ببینند... و اگر در بارۀ شکنجه ها و بازجویی ها بگویم قبر شاگردان و خانواده ام را با دست خودم کنده ام.
...
بعد ازگذشت چند ماه دوباره مرا به زندان آورده اند و [اکثر روزها و شبها] شکنجه می‌کنند. شاگردانم و همسر و نزدیکانم را برای اعمال فشار دستگیر کرده‌اند. در بدترین شرایط ممکن... نگهداری می شوم... تا امروز بیش از یازده ماه است که در سلول انفرادی و در شرایطی ویژه [سلول مرگ] محبوس هستم... تا امروز بيش از بيست و پنج جلسه رسمی شكنجه شده ام، بارها خفه ام كردند، همه پشت و كف پاهايم تاول است ... البته قسمتهايي از پوست بدن و مقدار زيادي از لباسهاي خوني را در جلسۀ دادگاه به قضات دادم. تقريباً در هر جلسه شكنجه خونريزي و بالا آوردن خون به حدي بوده كه مجبور شده اند موقتاً شكنجه را متوقف كنند... سلولی که در آن هستم در طبقۀ زیرین 209، آنقدر کم هوا و پر از دود است که معروف است به اتاق گاز و نگهبانان می گویند هر کس به این سلول می آید یا خیلی زود خودکشی می کند یا بخاطر لجاجت و حماقتش! اعدام می شود. اما باور کنید تحریف ها و دروغ هایی که اینها به نام خدا می گویند بسیار دردناک تر از خفگی های مکرر و شکستن استخوانهایم بوده. اینها فرزندان جهش یافتۀ شمر و یزید و معاویه اند. قبلاً از مردم و جهان آزاد شنیده بودم اما ماههاست که شبانه روز آن را تجربه می کنم. اینها فرزندان چنگیز و هیتلر و خونخواران تاریخ اند اما درد آنجاست که به نام فرزندان اسلام و قرآن معروف شده اند... نمی دانم آیا شیطان می تواند مانند اینها دروغ بگوید، تحریف و سیاه نمایی کند، حقه بازی و فریبکاری کند یا اینکه این مسلمانان دروغین می توانند شیطان را هم تعلیم دهند ... باز هم موضوع دادن چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می کنند تا خیالشان راحت شود که من بر ضد اسلام، حکومت اسلامی و مهم تر اینکه بر ضد خود آنها کاری نمی کنم و حرفی نمی زنم و بعدها محاربه نمی کنم ... این بار هم با حکم حکومتی شما و حکم آقای شاهرودی [ریاست وقت قوۀ قضائیه] آمده اند و می گویند که باید دیکته شکنجه گران را تکرار کنم و جواب سئوالات را جلوی دوربین بدهم آنهم به شکلی که جوابها تامین کننده نظر حکومت اسلامي و حاکمیت اسلامی باشد. می گویند نظام اسلامی اراده کرده تو را نابود و بی حیثیت کند. نظام از اعدام تو منصرف شده. ما می خواهیم تو را اعدام اجتماعی کنیم... برو بی نام و نشان در یک روستای دور افتاده زندگی کن تا ضرری متوجه ات نشود... باید به حکم قانون همکاری کنی. تو برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب شوی. بیا همه چیز را انکارکن ما هم پروندۀ تو و همه را می بندیم. ما ابزارهای زیادی داریم. صدها قلم به دست. رسانه های زیادی با ما کار می کنند. تلویزیون و رادیو در اختیار ماست. به راحتی با چند فیلم و سریال و برنامه تخريب‌ات می کنیم. موضوع برای مقامات آنقدر حاد شده که نظر نظام این است فیلم‌ها یا سریال هایی ساخته شود تا اسم و فکر تو نابود شود...
[
من به نقل از ایشان ادامه می دهم] تا امروز مجموعاً بیش از 320 روز برای ضبط چند فیلم و چند صدا و نوشتن مطالبی که آنها می خواهند و البته می گویند حاکمیت اسلامی و حکومت اسلامی می خواهد و نوشته های رسمی نشان می دهند شکنجه شده ام. با وجود شاهدان متعدد در دادگاه، قضات می گویند شکنجه ها جزء موارد استثنایی اما قانونی است اما جالب اینکه درخواست های پر خط و نشان شکنجه گران این است که جایی به شکنجه ها اشاره نکنم که این حکم محاربه !! می گیرد. البته دوستان دیگری هم که شکنجه شدند یا کسانی که بر شکنجه ها شهادت دادند به شدت مرعوب و محکوم شدند... برای اعترافات دروغین و توبه که معلوم نیست از چه چیزی باید توبه کنم. مسئولین عالی بارها قسم خورده اند که اگر فیلم ضبط نکنم شاگردان و خانواده‌ام در بیرون کشته می‌شوند... 25 جلسه شكنجه فيزیکی و روانی باعث نشد دیکته آنها را تکرار کنم اما به واسطه حکم حکومتی و قانون نظام اسلامی انجام دادم ولي باز هم حاضر نشدم ديكته هاي دروغ را روخواني كنم... می گویند اعلام کن که سخنگویان جمعیت در کشورهای دیگر دروغ می گویند. بگو نامه ها و مطالبی که به نقل از تو منتشر می شود دروغ است... علاوه بر فیلم و صدا باید با کیهان و روزنامۀ جمهوری اسلامی مشتاقانه مصاحبه کنم و همۀ این مطالب را بگویم و بگویم BBC ، VOA ، رادیو فردا، رادیو آلمان، وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان عفو بین الملل و نهادها و رسانه های بین المللی سخنگویان جمعیت را در خارج زیر فشار گذاشته اند و به آنها پول داده اند و به همین دلیل آنها در دفاع از ما و بر ضد نظام حرف می زنند.
اما مجبور شدم درخواست كمتر آنها را عملي كنم و سعي كردم به اصرار چند ماهه آنها كه توام با دهها جلسه شكنجه بود مبني بر ايجاد ترديد و ابهام درباره خودم و درباره تعاليم و كارهايم طوري با مردم حرف بزنم [بعد از شش ماه انفرادی اول] که آنها را از خودم دفع كنم.
...
در فیلم هم چیزهایی گفتم که بیش از 20 سال در آموزش ها و سخنرانی هایم گفته ام اما بعد دیدم با حقه بازی تمام آن را تحریف و مونتاژ کرده اند... می گویند خودت بیا به تلویزیون و خودت را از ذهن جامعه پاک کن و همه چیز را انکار کن یا اینکه همان فیلم هایت را چنان مونتاژ می کنیم که صد بار بدتر از مصاحبۀ تلویزیونی شود.
برای یازدهمین مرتبه، اين بار با حضور نمایندگان شما نوشتم، گفتم و ضبط شد که چرا دو سال شکنجه شده ام اعتراف دروغین کنم و واقعیات را انکار کنم اما حتی یک دروغ، یک تحریف، یک بدعت و یک خلاف قانون و شرع نشانم نمی دهند و می گویند خودت باید اعتراف کنی. به بازجویان گفته ام اگر یک جرم نشان دهید همه را میپذیرم. بعد از صدها روز شکنجه مرگبار باز هم ادعا کرده ام که هر چه گفته ام راست و درست بوده، قول ها و کلامم همیشه انجام شده، هرگز دروغ نگفته ام و نیز هر تعلیمی که داده ام موافق کلام خدا بوده... و البته علاوه بر خودم، کارهایم، زندگی ام و هزاران محصولم، هزاران شاهد زنده بر این امر شهادت می دهند. در 20 سال گذشته این چیزها را نگفته ام اما 660 روز است که همین ها را می گویم ولی جواب فقط شکنجه و قصابی و فحاشی است... نماینده شما آمد ساعتها حرف زد و دست آخر بدون جواب رفت. او قول داد تا فردا حداقل يك دروغ يا قول انجام نشده يا خلاف قانون را از زندگی ام بيرون بكشد و در عوض من هم شفاهاً و كتباً متعهد شدم كه اگر يك دروغ یا کلام عملی نشده یا وعدۀ بی تحقق یا خلاف کلام خدا را نشانم دهند، تسليم و بردۀ آنها مي شوم. اما ايشان ديگر بازنگشت. ناخواسته شهادت داد که همۀ آنچه گفته ام و انجام داده ام حق بوده و حق است زیرا من آشکار کنندۀ حقیقت هستم.
...
می گویند برای آزادی ات باید کمک کنی. در تلویزیون حاضر شو و خودت خودت را تخریب کن اگرنه آنقدر اینجا نگهت می داریم وشكنجه ات ميدهيم... بارها و بارها شکنجه شده ام که بگویم شکنجه نشده ام .جالب آنکه برخی مسئولین می آیند و می گویند شما اصلاً شکنجه نشده ای و در همان حال شكنجه‌گران قول و قسم ميخواهند كه جايي مطرح نكنم كه شكنجه شده‌ام. مرتباً موضوع چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می‌کنند و می‌گویند برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب ات کنیم... بعد از این همه شکنجه فیزیکی و روانی تازه می گویند اگر همکاری نکنی طرفدارانت را درو می کنیم و جوی خون راه می اندازیم. می گویند مقامات را هر طور و در هر جهت که بخواهیم قانع می کنیم. کلید نظر مسئولین در دست ماست. افکار عمومی را ما شکل می دهیم... همه درها را هم بسته ایم و علما و مراجع را هم توجیه کرده ایم هر کس بخواهد از تو حمایت کند پایینش می کشیم. بالاتر از آقا [رهبری] نداریم. ایشان خودش دارد دنبال می کند ...
...
در نوشته هایم که در بازجویی ها مکتوب شده دست می برند و به عنوان مدارک و مستندات ...استفاده می کنند. سئوال شفاهی می پرسند و می گویند کتباً جواب بده وقتی جواب می دهم، روی برگه، سئوالی متفاوت با سئوال شفاهی می نویسند. چند بند از یک مطلب را در کپی حذف می کنند و معنی بندهای دیگر عوض می شود و آن را برای قضات می فرستند. موردی که نیاز به یک صفحه جواب دارد، می گویند در یک خط جواب بده... روزها اجازه رفتن به دستشویی را نمی دهند تا زیر برگه هایی را که می خواهند امضا کنم و بگویم دستخط من است یا مطالبی را که می دهند رونویسی کنم... خفه ام می کنند و می گویند بنویس که مدعی هستی. دفترچه تحقیقی و تفکری دوران نوجوانی را که علامت × و باطل روی آن خورده و در بایگانی بوده برداشته اند در کپی علامت باطل و × را حذف کرده اند و به عنوان سند خودپرستی من و ... به مسئولین نشان میدهند. باز هم تکرار میکنم اگر یک دروغ... در زندگی ام نشانم بدهند آن وقت از هر اتهامی استقبال می کنم.
در گذشته هم گفته ام من از خودشكني و خودانكاري استقبال مي‌كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. من برای کمک از شما یا حکومت اسلامی این حرفها را نزدم زیرا خداوند جهانیان حامی و ناجی من است. خداوند زنده و حاضری که دشمنانم را محکوم و مغلوب می کند و دوستانم را نجات می دهد و حمایت می کند. من تسلیم رب العالمین هستم و هم او که نور جهانهاست. مرا و دوستانم را با نور خود راه می برد و قوت می بخشد. این خداوند جهانهاست که از ما دفاع می کند و با دشمنانمان می جنگد. خدایی که ما تسلیم و خدمتگزار او هستیم و همۀ زندگی خود را فدای او کرده ایم.

تسلیم و خدمتگذار خداوند
الیاس رام الله - فتاحی
سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت
يازدهمين ماه سلول انفرادي

 نسخه کامل فیلم این نامه را اینجا ببینید .
مطالب مرتبط:
لینک‌های مرتبط:

ایلیا رام الله,رامالله,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله, راماله, ایلیا رام اله, رهبر جمعیت ال یاسین, ایلیا میم رام الله,آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران,تصویر معلمین بزرگ معنوی ,دالایی لاما, پالجی (بنیانگذار جنبش بین المللی اکنکار) ,ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران

۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر-به روایت شاگردان ایلیامیم



الاهيسم
و ايسم‌هاي ديگر
به روايت يكي از شاگردان
ايسم‌هاي معنوي با قدرت و به سرعت همه جا را مي‌گرفت. چند دهه قبل، فضاي معنوي آمريكا توسط بعضي از معلمين شرقي كه اكثراً هم از هندوستان بودند فتح شده بود. اين معلمان مانند سرنشينان كشتي كريستف كلمب بودند كه در رأس آنها راماكريشنا و شاگرد او ويوكاناندا قرار داشتند. بعد از سخنراني ويوكاناندا موج‌هاي شرقي گرايي پي در پي حيطه‌هاي معنوي آمريكا را فتح مي‌كرد و به تصاحب مستتر فرهنگ معنوي شرق و عمدتاً هند دامن مي‌زد. معلمان و مبلغان ديگر فرهنگ كهن هند هم يك به يك از راه رسيدند و هر كدام منطقۀ بزرگي از ذهن و زمان آمريكا و سپس اروپا را فتح كردند. يوگاناندا، كريشنامورتي، ماهاريشي، اشو راجنيش، پرابهوپادا، ساي بابا، و ديگران. آمريكا و دنبالۀ آن كه اروپا بود شديداً تحت تأثير معنويت هندي قرار گرفته بود. برخي از اين افراد [مانند يوگاناندا] به كاخ سفيد هم رفت و آمد داشتند. جريانهاي مسيحي در برابر اين امواج فراگير و قدرتمند، هر روز ضعيف‌تر مي‌شدند و ميدانهاي جديدي را واگذار مي‌كردند. مردمي كه از افرادي مانند ساتياساي بابا، كريشنا مورتي، راجنيش و ماهاريشي الهام مي‌گرفتند صدها بار بيشتر از كساني بودند كه مثلاً از رئيس جمهور آمريكا الهام پذيري داشتند. آمريكا و اروپا داشت پر مي‌شد از جريانهاي معنوي هندي و در مرحلۀ بعد چيني. نفوذ معنوي چين عمدتاً از طريق جريان ذن و ورزش‌هاي رزمي از نوع چيني بود...
در اوج اين استحاله و غلبۀ معنوي، مسئولين آمريكايي تصميم گرفتند راجنيش را از ايالات متحده اخراج كنند و اين تصميم خود به جهش جديدي در تولد و تكثير انديشه‌هاي هندگرا و بويژه انديشه‌هاي راجنيش، در آمريكا و اروپا و ديگر كشورها منجر شد.
مسئولان آمريكايي براي برخورد با اين پديده فراگير تدابير ديگري را اتخاذ كردند و روش‌هاي نرم و چندوجهي را به كار بردند... بنيادگرايان يهودي و مسيحي فعال شدند. چند انجمن و سازمان بزرگ تبليغ مسيحيت به شيوه جديد وارد عرصه شد. به جريانهاي داخلي ميدان داده شد. بنابراين دهها جريان جديد وارد ميدان شدند. معماران امنيتي آمريكا راه را نه در سركوب و مقابله خشن با جريانهاي وارداتي بلكه در بالا بردن توان توليد و قدرت پاسخگويي يافتند و البته از راههاي ديگر، راههايي مانند كنترل و جهت دهي به جريانات وارد شده و تصرف نامحسوس مركز ثقل آنها...
بنابراين دهها جريان جديد بوجود آمد يا اينكه از حالت ناآشكار خارج و در سطح اجتماع ظاهر شد. سازمان علم مسيحي، كليساهاي خانگي، جرياناتي مانند هيپنوتيزم، اكنكار، ساينتولوژي، شمنيزم (و تنسكريتي)، ان ال پي و داستان پردامنه‌اي به نام تكنيكهاي موفقيت.
بعد از فروپاشي بلوك شرق و با قدرت گرفتن فرآيند جهاني شدن، كشورهاي اروپاي شرقي و خود روسيه هم هر چه بيشتر در معرض اين موج پيش رونده قرار گرفتند. تعداد مراكز مرتبط با يوگا و مدي تيشن در جهان دهها مرتبه از تعداد كليساها، مساجد و كنيسه‌ها بيشتر شد و امروز هم بيشتر است...
اين امواج با وجود همۀ كنترل‌ها و مقاومت‌ها به ايران هم رسيد. جريانهاي يوگايي، كريشنايي، ساي بابايي، تي ام، تانترا، فالون كنگ و مانند اينها در همه جاي ايران و مخصوصاً در تهران ظاهر شده بود. ايسم‌هاي معنوي به دور از چشم متصديان فرهنگي در حال تحكيم ريشه‌هاي خود بودند. اكيست ها، ساينتولوژيست ها، تانتريست ها، يوگيست‌ها و بسياري ايسم‌هاي ديگر. جوانان و مردمي كه به اين جريانات گرايش يا تعلق خاطر داشتند، عموماً نيتي جز خداگرايي و تجربه معنويت نداشتند و حتي مي توان گفت از نظر هوشمندي معنوي، در سطوح بالاي جامعه قرار داشتند.
اما متأسفانه اثر آشكار و مستقيمي از خداوند زنده و حاضر، اثري از لااله الا الله، بسم الله الرحمن الرحيم، قل هوالله احد و اثري از توحيد و يگانگي در بعضي از اين داستانها ديده نمي‌شد. بيشتر آنها به نحوي درباره خدا حرف مي زدند اما پيام لااله الا الله آنقدر در آنها مبهم و مستتر بود كه شايد تنها متخصصان اين زمينه مي‌توانستند آن را بيابند و البته در بعضي از آنها چنين پيامي وجود نداشت يا حتي پيامي متضاد دريافت مي‌شد. در ميدان شلوغ اين ايسم‌ها ايليا از «الله ايسم» حرف زد كه براي مردم به صورت الاهيسم به معناي خداگرايي، خدامحوري، خداباوري، خدادوستي و تسليم الهي بيان شده بود. الله ايسم واكنش و دكتريني بود كه ايليا در مقابل ايسم‌هاي مختلف مطرح كرد و تفاوتهاي زيادي با الاهيسم (كه از ريشه و سابقه‌اي كهن برخوردار بود) داشت اما در بين مردم اين دو مفهوم يكي تلقي مي‌شدند. الاهيسمي كه ايليا بعداً مطرح كرد يك روايت متفاوت، كامل و جامع و هماهنگ از الاهيسم كهن بود و با اطمينان كامل مي‌توان گفت آموزه‌هاي الاهيسم كه توسط ايليا تفسير و تبيين شده جذابترين، قويترين و كاملترين تفسير الاهيسم محسوب مي‌شد اما روايات ديگري نيز از الاهيسم وجود داشت كه توسط اساتيد مختلف در نقاط مختلف دنيا و در زمانهاي مختلف بيان شده بود. كتابهاي متعددي وجود دارند كه بيانگر اين روايات مختلف مي‌باشند.
ما الاهيسم را ترجمه‌اي از عبارت لااله الا الله مي‌دانستيم و الاهيون را كساني كه واقعاً و عملاً به لااله الا الله معتقد هستند و با آن زندگي مي‌كنند. الاهيسم مكتبي كهن و بسيار عميق بود و در ميان مكتبهاي باطني، بوضوح كاملترين، عالي ترين و قديمي ترين مكتب باطني محسوب مي‌شود. تاريخ الاهيسم به هزاران سال قبل بازمي گردد و ايليا آن را از معلمي بزرگ كه به او معلم جهاني مي‌گفت، آموخته بود.
«اولين و عملي‏ترين نتيجة لا اله الا الله اين است كه همه چيز تسليم و در تصرف خداست و همگان مي‏بايست خود را آگاهانه تسليم خداوند نمايند.»
... در اين زمان ايليا سعي كرد الاهيسم را با شرايط زمان و مكان بيشتر هماهنگ كند و آنرا به تناسب مسائل اين عصر و شرايط موجود تفسير و تبيين نمايد. او سعي كرد كهن ترين و جديدترين علوم باطني را، همۀ روشهاي تفكر خلاق را و كاملترين و عميق ترين انديشه‌هاي معنوي اين عصر را در زير سايۀ الله ايسم گردآورد و همه را با خداگرايي و توحيد هم جهت و موافق كند.
خداوند چنان با او بود و اسم خداوند آنچنان قدرتمند و شديد از او حمايت مي‌كرد كه اجازه نمي‌داد هيچ انديشه‌اي از جريانات غيرالهي بتواند حتي براي لحظه‌اي در برابر اين حركت كه مبناي خود را لااله الاهو مي‌ديد بايستد...
بسياري از كساني كه به جريانهاي انحرافي (مانند فرقه هاي روان گردان...) مبتلا شده بودند، دوباره به سمت خداگرايي و بازگشت به خداوند جهت گرفتند.[1] در سوال و جوابهايي كه با ايليا در جلسات عمومي مطرح مي‌شد يا برخي مناظره‌هاي كوتاه، همۀ آن انديشه‌ها در برابر انديشه كائناتي لااله الا الله بلافاصله محو مي‌شد. لااله الا الله تبديل به اولين شعار ما شده بود كه آن را به صورت لااله الاهو بيان مي‌كرديم از اين جهت كه ظاهراً و البته ظاهراً، انعطاف پذيري و گسترۀ شنيداري بيشتري براي عبارت لااله الا هو وجود داشت.
«يكي از كليدي ترين اصول الاهيسم اين است كه حقيقت يكيست اما راه‌هاي وصول به حقيقت بيشمار است. خورشيد يكي است اما از نقاط بيشماري مي‌توان به آن نگاه كرد و به سوي آن رفت.»
طرح لا اله الا الله به سرعت در همۀ نمادهايي كه به نحوي مرتبط با حركت بود، اعم از موسسات، انجمن‌ها و تشكل‌هاي ديگر قرار گرفت. آرم اصلي ال ياسين يك «لا» بود كه در آن «اله الا الله» هم آمده بود. آرم نشرتعاليم حق، كتاب تعاليم حق و بيشتر مراكز وابسته، الهام گرفته از لااله الا الله بود اما بعداً از دشمنان خود مي‌شنيديم كه اين آرم‌ها صهيونيستي است يا مربوط به فراماسونرهاست يا چيزهايي از اين قبيل كه البته اينها حرفهايي بي اساس بودند. [2]
... مسئله الاهيسم و الاهيون هنوز آشكارا مطرح نشده بود و صرفاً چند تن از نزديكان از آن خبر داشتند. البته در اين سالها هيچ وقت ديگر هم آشكارا مطرح نشد چون خطر بزرگي در بيان آن وجود داشت. اين احتمال به قوت وجود داشت كه خود ما هم تبديل به يك فرقه شويم. ايليا كاملاً مراقب بود كه اين جريان فكري به يك فرقه تبديل نشود. او حتي براي اين منظور مركز تحقيقات فرقه‌ها و جريانهاي معنوي را راه اندازي كرد كه از طريق آن همه جريانهاي معنوي، چه مثبت و چه منفي، همه فرقه ها، ضدفرقه‌ها و پديده‌هاي نوين ذهن گرا يا معنويت گرا را عميقاً و به طور مستمر رصد مي‌كرديم و تحت بررسي داشتيم. ايليا نمي‌خواست كه به سرنوشت ديگراني كه آنها را اتفاقاً خوب مي‌شناخت مبتلا شود و نمي‌خواست در جاي پاي مدعيان، پا بگذارد. نمي‌خواست پيرامون او جريان جديدي درست شود. او همۀ اين سالها را در بارۀ خدا و خداگرايي، در بارۀ اسم خدا و روح خدا، در بارۀ تسليم الهي، ايمان الهي و عشق الهي، در بارۀ توجه به خدا و حضور الهي حرف زده بود و تا جايي كه ما مي‌ديديم و تجربه مي‌كرديم و مردم اعتراف كردند اكثر كساني كه با آنان برخورد كرده بود به خداوند، به كلام خدا، به نور تفكر و به روشنايي تحقيق پيوند خورده بودند، اما هيچ وقت شرايط آن مهيا نشد كه او آشكارا و بي پرده دربارۀ الاهيسم (الاهيسم باطني و كهن) حرف بزند. كتابهاي مرتبط با الاهيسم، انواع شاخه‌هاي باطني كه همگي از تنه لااله الا هو استخراج شده بودند، سالها آمادۀ انتشار بود اما هيچ يك از آنها منتشر نشد. فقط سي چهل جلد از يكي از اين كتب و آن هم براي دوستان نزديكي كه در ايران يا خارج از ايران بودند، تهيه شد.
لینک‌های مرتبط:
منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان, حزب اللهی, دکترین, همانندترین, واجبات, ظریف, ادعا,  مروج اسلام امریکایی, وهابیت, مسیحیت,  رحمت و نور, قران, کتب مقدس, قدیس, قدوسیت, خدای متعال,  شیوه هماهنگ, محسوس, دسترس, مستجاب, تسلیم و خدمتگزار, شهرت, معروفیت, کلاهبردار, شیاد, نفسانیات, نیت خودبینی, قدرت طلبی, تعلیمات, شبکه های ماهواره, مشهور, استخر, توکل, تفسیر بسم الله الرحمن,  مختصر, تصدیق, قران , تفکرات, مجوز, غرض, سوءنیت,  مجذوب, تخلفات فرهنگی, اقتصادی, شکایت, عشق,  اصرار, رایگان, مضحک, متناقض, دانایی؛ التقاطی, معنویت, منکر,  مصری, یونانی, سیبری, هندی, چینی, شیاد, تسلیم الهی, ذکر الهی, شهوات, ریاکار, دروغگو,  موادمخدر, تخدیرکننده, حاکمیت اسلامی, تبلیغ خدا , کلام خدا, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم, تسلیم و خدمتگزار, رام الله, التقاط, هندوئیسم, کبیر, خدا, اواتار, فلسطین,  لقب, تفلید, بزرگان, دکتر, اعتماد, تدریس, دانشجو, شوخی, محرمانه, لائیک, علوم اسراری, روشهای باطنی, خط قرمز, مکتب, زیستن هماهنگ, انعطاف پذیری, طبیعی,  میوه, شخصیت, موج, کانال, ویِژگی, باطنی, مستعد,  تفکر, هنرجو, علوم باطنی, صادمیم, باطن گرا, نارها, صید ارواح, سیال, عیسی مسیح, هر صید, حواریون, انبیاء, الیاس نبی, الیسع, اسم, ارتعاشات, کالبد انرژی, جوهر, اسم اعظم, دکترین, قابلیت باطنی,  خدمتگزار, تسلیم, مطیع,  ایمان, توکل, متافیزیک, توانایی, دانش غیر متعارف, تحصیلات, رویاها, روح الله, مشاهدات, طبیعت, ال یاسین,  زنده, شاهد, جلد, حامیم, اعجوبه,  فیض, رحمت, تعلیم, علم لدنی, انسان,  نبوت, مژده, متولد, معجزه, حزب الله, لاعلاج, جنگ لبنان, سونامی اندونزی, روغن زیتون, قارچ, شفادهی بیماران, اسراییل, نشانه شناسی, اعجاب, مرغ بریان, زلزله, بیماران, لاعلاج,  قوانین, جنون, بیماری, ارعاب, تهدید, شیعه, علی, لا اله الا هو, خدمتگزار, الحی القیوم, فرشاد مرادی, تعالیم حق, جنون, تصادفی, حلقه, پیما الهی, فحاشی, تصادف,  خلاق, معجزات, هولوگرافیک, کوانتوم, نسبیت, ابر ریسمانها, فلسفه کهن باطنی, قوه خلاقه, دره, تصرف, سکان روح, اگاهی, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز


[1] وقتي كه ناقوسهاي بزرگ به صدا در مي‌آيد صداي زنگهاي كوچك شنيده نمي‌شود. ضرب المثلی از یوگسلاوی 
[2]  به قضاوت عمل بسنده نکن. ببين انگيزه عمل چه بود تا هر کس چنانکه هست خود را به تو بنماياند. کنفسيوس